توضیحات
موسیقی و معنویت از دیدگاه عارفان تا قرن هفتم
قدرت موسیقی به درازای حیات بشر است. نظام های عرفانی در جهت رشد معنوی انسان و پرورش تواناییهای روحی و معنوی سالک، از این ابزار بهره برده اند.
سنت «سماع» به مریدان کمک می کند تا از طریق شنیدن، غنای روحی یابند. بحث های فراوانی در این باره درگرفته است که چه و چگونه باید شنید تا رشد معنوی حاصل آید.
عرفا و صوفیه صدای خوش و شنیدن آن را ارج مینهادند؛ برخی به استفاده از موسیقی به عنوان یکی از شنیدنیهای معنویتافزا روی خوش نشان دادند و برخی آن را ابزاری عارفانه خواندند. این رویکرد به تدریج در بسیاری از طریقههای تصوف رسمیت یافت؛ آنچنان که امروزه، استفادۀ معنوی از موسیقی به یک رویه معمول تبدیل شده است. با وجود افرادی که برای بهبود حالتهای روحی خود و تجربۀ احساسهای معنوی از موسیقی بهره میبرند، برخوردهای سلبی که موسیقی را فاقد این توانایی میشمارد، در کنار رویکردهایی که از موسیقی و رواج و آموزش آن در همۀ سطوح معنوی دفاع میکند، موشکافی موضوع را ضروری می سازد.
ترسیم مشخصههای عرفانی در مواجهه با موسیقی، بر اساس نظرات عرفا و صوفیه بهویژه در دورههای متقدم، از زیادهروی و سهلانگاری در این زمینه باز میدارد و شرایط مطرح در این فضا را برای استفاده از موسیقی و ابزارهایی شبیه به آن باز مینماید.
به طور کلی تشریح شرایط کارکرد معنوی موسیقی در دو سطح عمومی و علمی مطرح است. در سطح عمومی، ارتباط انواعی از موسیقی با عرفان و معنویت، توجه دادن به ضرورت دقت در استناد کارکرد معنوی موسیقی به عرفا و نیز لحاظنمودن مبانی و شرایطی که در فضای عرفانی بر این کارکرد سیطره دارد؛ چراکه تأثیر معنوی موسیقی امری مطلق نیست. اما در سطح علمی، این نوشتار با تمرکز بر موسیقی از جهت کارکرد معنوی آن و با ساختاری نو، به بسط مسائل مربوط به هنر اسلامی با رویکرد عرفانی و بر اساس متون پرداخته است.
در این کتاب با مراجعه مستقیم به نگاشتههای عارفان پس از جمعآوری، دستهبندی و مقایسۀ سخنان ایشان، تفسیری معناکاوانه دنبال شده است. این رویکرد، مستلزم نگاهی تحلیلی در کشف مبانی و مقاصد این بزرگان برای پاسخ به پرسشهایی بوده است که در کلام اهل تصوف به صراحت جواب نیافتهاند.








