توضیحات
شهد الله (تفسیر آیه هجدهم سوره آل عمران و تفسیر آیت الکرسی)
این کتاب، تفسیر آیۀ ۱۸ سورۀ مبارکۀ آل عمران و آیۀ ۲۵۵ سورۀ مبارکۀ بقره (آیتالکرسی) است.
بیانات حکیمانه و توحیدی آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی در شرح و تفسیر آیۀ شَهِدَالله و آیتالکرسی، نغز، بیبدیل و با براهین قاطع و عالمانه است.
ایشان با استفاده از آیات و روایات، با بیانی شیوا همراه با بهرههای معنوی و روحانی به تفسیر آیات مذکور میپردازند.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
آیۀ شریفه، شهادت اصدقالقائلین بر وحدانیّت خداوند به نحو واضح و رسا میباشد، زیرا اله به معنی موثّر و معبود و حیرانکننده و جلب کنندۀ توجّه می باشد. آنچه حیرانکننده در بشر است و نیز موثّر و جالب توجّه است، صُوَر نیست، اجسام نیستند، حتی تشکیلات نیست، بلکه مطلبی که مندرج در تشکیل است، موجب تأثیر و تحیّر است. مثلاً درخت که میوه میدهد، شخصِ تنۀ درخت و برگ و تمام اغصانِ کوچک و بزرگ او موثر در میوه دادن به نحو اتمّ نیستند. جالب و حیران کننده در تصوّر و تعقّلِ درخت، آن قدرت مخفی که آب را از ریشه به تنه و از تنه به اغصان و از اغصان به اوراق می رساند و به مقدار لازم در میوه آب می رساند و تبدیل خاک از عمق زمین به فاصلۀ پنج متر تا شش متر تبدیل به میوۀ گوارای لطیف نمودن، این جهتش منحصر به ذات ربوبی است و موثّر در درخت حضرت واهب العطایا است؛ و قِس علیه احکام جمیع نباتات و جمیع ازهار و جمیع ریاحین و جمیع انجم …
خداوند علیّ اعلی در تمام موجودات اسباب حیرت و وله ایجاد فرموده، بالاخص در انسان اسباب حیرت و وله و رموز علمی و قدرت و حکمت و حیات خودش را بیشتر اظهار فرموده، نفی مؤثریت در جمیع موجودات از غیر خدا شده، در آدمیزاد آثار حیرت انگیز و محیّرالعقول بیش از دیگران است، چون آثار ربوبی بیشتر در انسان است. به این موجود حیران کننده تذکر داده و شهادت داده ذات ربوبی جلّ جلاله که حیرانکنندۀ تو و سایر موجودات منم …
در قسمتی دیگر از کتاب میخوانیم:
صاحبان علم علاوهبر اینکه شهادت میدهند بر وحدانیّتِ خداوند متعال به لسان شریفشان، علاوه به افعال و نیّات و اوصافشان نیز وحدانیّتِ خداوند را اظهار مینمایند.
از کلمات حضرات و تاریخ آنها، آنچه به دست آمده و به دست خواهد آمد وحدتِ خداوندِ رحمان و رحیم، و عدم و فناء خودشان است که ظاهر میگردد.
صاحبان علم که در رأس آنها ائمهٔ طاهرین علیهمالسلام واقع شدهاند، شرک و ریا و نفاق از اقبح قبایح در نزد آنها بود، بهواسطهٔ ظهورِ وحدانیّتِ نور خداوند و واضح و روشن بودنِ نبودنِ غیرِ خدا …







