توضیحات
تفسیر السلمی و هو حقائق التفسیر
«حقائق التفسیر» یا «تفسیر سلمی»، از قدیمیترین تفاسیر عرفانی قرآن کریم به زبان عربی، تألیف ابوعبدالرحمن محمد بن حسین سلمی، صوفی و مفسر قرن پنجم هجری است. سلمی در این تفسیر، از روایات تفسیری منسوب به امام صادق (علیهالسلام) بهره گرفته و در کنار آن، اقوال مشایخ بزرگ صوفیه، مانند ابن عطاء آدمی و منصور حلاج را نیز ذکر کرده است. این روایات، به طور پراکنده، در قرن سوم هجرى در محافل صوفیان کوفه و بغداد بازگو مىشد که نخستین بار، ابو عبدالرحمن سلمى آنها را در کتاب «حقائق التفسیر» گردآورى کرد.
ابوعبدالرحمن محمد بن حسین بن موسی ازدی سلمی از مشایخ و سران صوفیه در خراسان بود. او در تصوف ید طولایی داشت و در عرفان و علم حقایق شهرۀ آفاق بود.
سلمی در حدیث و تفسیر نیز سرآمد بود. حاکم نیشابوری در حدیث و ابوالقاسم قشیری در تفسیر از او بهره گرفتهاند؛ ابونعیم اصفهانی نیز در سفری که به نیشابور کرد از محضر او بهره برد.
سلمی مجموعهای از روایات و اقوالی را که در تفسیر عرفانی آیات قرآن، از قول امامان و اولیاء و مشایخ صوفیه، بهصورت پراکنده در اینجا و آنجا آورده بودند، فراهم آورد و آرای خود را در اینباره در اثنای آنها ذکر کرد. وی در این تفسیر، به معانی باطنی (تأویل) پیش از معانی ظاهری (تفسیر) پرداخته است.
در باب سبک و محتواى این تفسیر چند نکته گفتنى است:
این تفسیر حدود ۳۵۰ روایت، در تفسیر ۳۱۰ آیۀ پراکنده از اول تا آخر قرآن کریم را در بر دارد. ابتدا بخشى از آیه ذکر و سپس با عبارتهایى چون قال جعفر یا جعفر الصادق یا جعفر بن محمد به تفسیر آن پرداخته شده است.
این تفسیر، همانگونه که نویسنده در مقدمۀ آن یادآور شده، تنها به تأویل آیههای قرآن پرداخته و تا آنجا که توانسته از اقوال اهل عرفان در این زمینه بهره گرفته است.
روایات منسوب به امام صادق علیهالسلام را که در تفسیر باطنی قرآن و تأویل از ایشان نقل شده نیز آورده است که بر حسب شمارش، ۳۲۴ مورد است و با عنوان قال جعفر، آنها را یاد میکند. و گاه از پیامبر اکرم (ص) نیز روایت میکند.
نکته دیگر اینکه تفسیر مذکور، تفسیر مأثور به شمار نمىآید و هیچیک از روایات یا احادیث، جز دو مورد که در برخى نسخ خطى موجود براى آنها سلسله سند ذکر شده، مستند نیستند.
سومین نکته اینکه در میان روایات عرفانى این تفسیر، روایتهاى کلامى نیز وجود دارد که از نظر سبک و روش متفاوتاند.
تفسیر مذکور با روایتى از امام صادق آغاز مىشود که طبق آن، آیات قرآن چهار قسماند: عبارات، اشارات، لطایف و حقایق. عبارات براى عامه مردم، اشارات براى خواص، لطایف از آن اولیا و حقایق خاص انبیاست.
در این تفسیر نیز به تفصیل به شرح و بیان حروف مقطّعه پرداخته شده است. همچنین در آن، اصطلاحات و مفاهیمى چون فنا، ماهیت، خواطر، مشاهده و … به کار رفته است که انتساب بسیارى از این تعبیرها به امام صادق (ع) صحیح نیست، زیرا عباراتى چون «فناء فى اللّه» و «بقاء باللّه» در دورههاى بعد رایج شدند و بسیارى از عبارتهاى دیگر، نشان از سدههاى سوم و چهارم دارند.
در میان کسانی که اقوالشان (یا اقوال منسوب به ایشان) در این کتاب آمده، علاوه بر امام صادق علیهالسلام، بیشترین اقوال به این افراد مربوط است:
- حسین بن منصور حلاج، که سلمی اقوال تفسیری او، یا اقوال منسوب به او را در این کتاب آورده است. در تفسیر وی بسیاری از آموزههای عرفانی و پارهای از اشعار حلاج یافت میشود.
- ابن عطاء آدمی، از معاصران حلاج بود که به جرم تأیید آرای وی به قتل رسید. تفسیر ابن عطاء، توضیح و تفصیل همان روایات تفسیری منسوب به امام صادق علیهالسلام است.
- ابوالحسین نوری، که تفسیر وی مجموعۀ ۲۹ قول از اقوال او در تفسیر آیاتی از قرآن است که احتمالاً در مجالس تفسیر خود بیان کرده است.








