کوپن تخفیف و کد تخفیف خرید از فروشگاه اینترنتی انتشارات آیت اشراق

کوپن تخفیف برای خرید از فروشگاه اینترنتی انتشارات آیت اشراق

خرید کردن یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای دنیاست، امّا تخفیف گرفتن از آن هم لذت‌بخش‌تر است؛ زیرا می‌توانید با قیمت‌های ارزانتر کالای خود را تهیه کنید.

برای خرید اینترنتی از فروشگاه‌های آنلاین نیز می‌توانید از کدها و کوپن‌های تخفیف استفاده کنید. با داشتن بن‌ها و کدهای تخفیف می‌توانید خیلی ارزانتر کالاها و خدمات مورد نیاز خود را از سایت های اینترنتی خریداری کنید.

کوپن‌های تخفیف زیر جهت خرید شما کاربران عزیز از فروشگاه اینترنتی انتشارات آیت اشراق ارائه شده است.

برای تخفیف، یکی از کدهای تخفیف زیر را در قسمت کوپن تخفیف سبد خرید وارد نموده و بر روی اعمال تخفیف کلیک نمایید تا تخفیف مربوطه بر روی مجموع قیمت سبد خرید اعمال شود. این کوپن‌های تخفیف شامل بخش فروش ویژه نمی‌شود.

 

۱۰ % تخفیف برای خرید ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان

کد تخفیف:  ayateeshraq01

۱۵ % تخفیف برای خرید یک تا ۱.۵ میلیون تومان

کد تخفیف:  ayateeshraq02

۲۰ % تخفیف برای خرید بالاتر از ۱.۵ میلیون تومان

کد تخفیف:  ayateeshraq03

نفحات آیت الله عبدالکریم روشن

مجموعه شش جلدی نفحات روشن منتشر شد.

آنچه در پیشگاه شما خواننده‌ی فرهیخته و صاحبنظر قرار دارد مجموعه درس گفتارهای عرفانی تفسیری، اعتقادی، عرفانی و فلسفی عالم ربّانی و عارف صمدانی مرحوم آیت الله میرزا عبدالکریم روشن (رضوان الله تعالی علیه) است که در آینده‌ای نزدیک روانه بازار نشر می‌شود.

استنادِ به هنگام به آیات و روایات؛ توجه به جنبه‌های تأویلی آیات و روایات؛ نکته سنجی‌های لطیف همراه با نوآوری در رویکرد تفسیری؛ بهره گرفتن از سخنان و اصطلاحات عُرفا و فلاسفه، و اهتمام ویژه نسبت به گنجینه‌ی فاخر ادب فارسی، از مزایای سخنان استاد (رحمه الله) است، که از این مجموعه، اثری گرانبها و بسی در خور استفاده ساخته است.

بی گمان همواره یکی از ریشه‌های جذب جوانان و توده‌ی مردم به سوی عرفان‌های کاذب و اندیشه‌ها و باورهای ناصواب، عدم حضور پر رنگ پیام‌های قرآنی و روایی، آن هم متناسب با شرایط و اقتضای زمانه، و نیز خلأ عرفان ناب و ادب فارسی در متن جامعه بوده است، که به کم کاری، یا غفلت و یا سستی متصدّیان این امور بر می‌گردد. و از آنجا که آدمی، همواره به دلیل نیازهای روحی و روانی و گرایش‌های فطری‌اش، خواهان تجربه عوالم روحی و معنوی بوده، به دنبال آب حیاتی ربّانی به منظور فرو نشاندن عطش و نیاز روحی و روانی خویش می‌باشد، بدیهی است که در صورت عدم دستیابی به عرفان نابِ اصیلِ بر آمده از متن آیات و روایات، به عرفان‌های کاذب و اندیشه‌ها و باورهای سراب گونه روی خواهد آورد؛ چنانکه مولوی (رحمه الله) گفته است:

آب شیرین چون نبیند مرغ کور

چون نگردد گِرد چشمه آب شور !

و اما این مجموعه‌ی ارزشمند پیش رو، که سرشار از پیام‌های ناب قرآنی و روایی و آکنده از سخنان حِکمی و عرفانی و لبریز از اشعار گرانبهای ادب فارسی است، مصداقی از ارائه‌ی «آب شیرین» معارف و حقایق ربّانی به جامعه و به ویژه نسل جوان است، تا در حدّ گنجایش راه را بر روی آوردن به «آب شور» سرابها و گمراهی‌ها ببندد و ذائقه‌های سلیم و حقیقت طلب را با علوم ربانی و رزق معنوی آشنا کند.

صفحه خرید: مجموعه شش جلدی نفحات روشن

نکته‌ی بعدی اینکه از آنجا که مرحوم آیت الله روشن (رضوان الله تعالی علیه) خود، عارفی سترگ بوده، و رویکرد غالب ایشان در این مجموعه، عرفانی می‌باشد، از «عرفان»، اندکی بیشتر سخن بگوییم:

بی‌گمان «عرفان» به عنوان مصداقی از «دانش ربانی» برتریِ حاملان خود را در پی دارد و مقام کسانی را که از آن برخوردارند، بسی فراتر و والاتر از دیگران قرار می‌دهد، چنانکه خداوند می‌فرماید:

(یَرفَعِ اللهُ الّذینَ آمَنُوا مِنکُم وَ الّذین أُتُو العلمَ دَرَجاتٍ)؛ خداوند [رتبه‌ی] کسانی از شما را که ایمان آورده و کسانی را که دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند.

همچنین «عرفان» به عنوان مصداقی از «دانش ربّانی» مایه‌ی توانمندی معنوی شخص شده، از کسی که حامل آن است، انسانی مقتدر و عزیز ساخته، مانع از تسلیم او در برابر زور و زر و تزویر می‌شود. ضمن آنکه «عرفان» به حکم قدرتی که در نهان خود دارد، تکریم و تعظیم دیگران در برابر شخص «عارف» را نیز در پی دارد و بدین گونه «عارف» را در نگاه دیگران «مکرّم» و «معزّز» می‌دارد. از یاد نبریم که این عرفان ناب است که به حکم بصیرت و بینایی و آزادگی‌ای که می‌بخشد و به دلیل عزّت نفسی که می‌آفریند، شخص را از هر گونه قید و بند ظاهری و معنوی آزاد نموده، راه را بر سر سپردگی و تقلید‌های کورکورانه بسته، انسانی آزاده پرورش می‌دهد. بدون بهره داشتن از گوهر عرفان، نمی‌توان جهان هستی را، آن گونه که هست، شناخت، و خداوندِ هستی را آن گونه که باید، درک نمود؛ چنانکه نمی‌توان به بسیاری از بطون و لایه‌های ژرف قرآن کریم دست یافت. پاسخ بسیاری از پرسش‌های خداشناسی و هستی شناسی را تنها باید در مکتب عرفان جستجو کرد و راه‌های مواجهه و یا مقابله با بسیاری از بلاها و تلخ کامی‌ها و رنج‌ها و مصیبت‌ها را، فقط باید در مدرسه‌ی عرفان آموخت. براستی که:

عالِم و عابد و صوفی همه طفلان رهند

مرد اگر هست بجز عارف ربّانی نیست

درباره‌ی اهمیت عرفان و عارفان، تنها به سخنی از امام خمینی (سلام الله علیه) بسنده می‌کنیم:

«عارفان کامل پس از آنکه با آن حقیقت بسیط، ذوقاً و شهوداً، آشنا گردیدند، در تبیین مشاهدات خود اصطلاحات و عبارات خاصی را وضع کردند تا قلوب متعلّمان به سوی عالم ذکر و تنبّه نظام حکیمانه جذب شود و نیز بتوانند غافلان و خواب رفتگان را آگاه و بیدار نمایند؛ زیرا آن بزرگواران نهایت رأفت و رحمت را نسبت به بازماندگان از طریق الهی دارند.

ای برادر! توصیه‌ی مرا بپذیر و از سوء ظنّ به عرفا و حکیمانی که بسیاری از آنها از نزدیک‌ترین و خالص‌ترین شیعیان امیر‌مؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب و اولاد معصومین (علیهم‌السلام) هستند و راه آنها را پیموده‌اند و تمسّک به ولایت آنان نموده‌اند، بپرهیز و متوجه باش و خود را از اقوال ناپسند نسبت به آنان بر حذر بدار.

البته با مطالعه‌ی کتب عرفانی، امکان تسلط بر کلمات و مقاصد آن بزرگواران میسور نیست؛ بلکه باید به اهل اصطلاح مراجعه نمایی و از آنان در این راه پر خطر استفاده کنی.»

کاش همانگونه که در فقه، مجتهد، آیت الله و آیت الله العظمی داریم، در علوم بسیار مهمی چون تفسیر، اصول عقاید و عرفان نیز مجتهد و … می‌داشتیم، تا این علوم، اندکی از غربت به در آمده، زمینه برای نقش آفرینیِ شایستۀ آنها، در متن جامعه فراهم‌تر آید.

و اما نکته‌ی آخر:

مجموعه نفحات روشن به کوشش استاد منوچهر صدوقی سها و دکتر عبدالرحیم گواهی و با توضیحات سیّد محمود طاهری و در شش جلد منتشر شده است.

تحقیق الزّوراء شرح اثر عرفانی فلسفی علامه دوانی

شرح اثر عرفانی فلسفی علامه دوانی منتشر شد.

هر چند مشهورترين قول علامه دوانی در فلسفه و الهيات، مسلك او در باب وجود و ماهيت است كه به «ذوق التاله» يا «ذوق المتالهين» نامبردار شده است؛ اما از آنجا كه مهمترين اثر او كه مبيّن حقيقت مسلك وی و به منزله پلی بين فلسفه و عرفان نظری محسوب می‌شود و در اواخر عمر وی نيز به نگارش در آمده همانا رساله زوراست كه حاوی نظریه مهم و اساسی ارجاع عليت فلسفی به تشأن و ظهور مطرح در عرفان می‌باشد می‌توان مهمترين قول وی را نيز همين نظريه دانست. اين رساله از نظرگاه خود او نيز به قرينه مقدمه و نيز شرحی كه بعداً براين اثر نگاشته از قرب و ارج خاصی در بين ديگر آثارش برخوردار بوده است و چه بسا بتوان آن را نظرگاه نهايی او در باب الهيات و فلسفه
و كلام و عرفان دانست.

رساله زوراء

اين رساله را مؤلف به سال ۸۷۲ هجری قمری نگاشته و همچون رسائل نگاشته شده در مكتب حكمت اشراق بين بحث و ذوق جمع نموده است. در شرح خويش دليل تاليف رساله را بدين قرار ذكر كرده است:

«من به هنگام عزيمت برای زيارت اميرالمؤمنين و يعسوب موحدين حضرت علی بن ابيطالب (ع) در بيرون دارالسلام شهر بغداد در نزديكی‌های ساحل دجله آن حضرت را در خواب ديدم كه به من عنايت و توجه خاصی فرمود. پس از آنكه از خواب بيدار شدم به يمن و مباركی اين عنايت بر آن شدم بنام نامی حضرتش رساله‌ای تصنيف نمايم، ولی در انتخاب موضوع اين رساله متردد بودم، گاه به خاطرم می‌گذشت به مناسبت فرمايش نبی اكرم (ص) «أنا مدينة العلم و علی بابها»، موضوع اين رساله را «تحقيق در ماهيت علم» برگزينم و گاه موضوعات ديگری به نظرم می‌رسيد تا آنكه به سعادت عتبه بوسی آن حضرت و حائر حسينی (ع) مفتخر گرديدم. پس از بازگشت يكی از ياران و دوستان با استعداد و شيفته فهم حقايق كه برای او حكمة الاشراق شيخ شهاب الدين سهروردی را تدريس می‌كردم و گه‌گاه ضمن بيان مطلب، سخن از مسائلی كشفی و ذوقی می‌رفت از من خواست كه آن سوانح و واردات اشراقی را در رساله‌ای گردآورم. من دعوت و خواسته او را اجابت و به نگارش آن پرداختم. پس اتمام آن را همان يافتم كه در انديشه آن بودم. مرا يقين حاصل آمد اين توفيق از بركات امداد و نفحات باب مدينه عاليه دانش و زيارت آن مشاهد مقدسه است. به اين مناسبت آن را الزوراء ناميدم كه نام دجله بغداد است». از اين رساله به نام تنبيه الراقدين نيز ياد می‌گردد.

استاد ابراهيمی دينانی در معرفی اين رساله آورده‌اند:

جهان جلال الدين دوانی در رساله کوچک الزوراء غير از جهانی است که در آثار ديگر او انعکاس يافته و برای ساير اشخاص قابل فهم و ادراک است … رساله الزوراء از برخی جهات به کتاب معروف المنقذ من الضلال شباهت دارد. زيرا همان گونه که شخصيت غزالی در المنقذ من الضلال غير از آن چيزی است که در کتابهای ديگر او به چشم می‌آيد، هويت جلال الدين دوانی نيز در رساله الزوراء با شخصيت او در نوشته های ديگرش تفاوت دارد … سخنان او در الزوراء به گونه‌ای است که جايی برای اصالت ماهيت باقی نمی گذارد. او در اين کتاب چنان از وحدت و يگانگی حق تبارک و تعالی سخن می‌گويد که همه چيز از شؤون ذات پاک او بشمار می آيد.

به هر حال رساله الزوراء با همه وجازت و اختصارش، حاوی مطالب مهم و به تعبير مؤلفش «گزيده‌ای از حقايق بلكه چكيده‌ای از دقايق» است كه وی بدان نائل شده و بيدار كننده خواب آلودگی و روشنی‌بخش محجوبان در تاريكی شب است. وی مژده طلوع صبح و پايان شب را هنگام پايان يافتن مطالعه اين رساله به خواننده می‌دهد و از اين‌رو چه بسا بتوان آن را به منزله وصيت‌نامه علمی و حاصل عمر و يافته های دوانی دانست.

زوراء از جهتی در ادامه تلاش‌های قونوی، ابن تركه، سيد حيدر آملی، ابن ابی جمهور احسایی و ديگر تابعان ابن عربی برای تدوين استدلالی و تبيين فلسفی عرفان نظری قرار دارد و می‌توان آن را حلقه وصلی بين دو رشته مزبور دانست، همچنان كه واسطة العقد بين «مكتب فلسفی شيراز» و «حكمت متعاليه صدرالمتالهين» كه در نهايت به تبيين فلسفی تجلی و ظهور بجای عليت و تهیه پشتوانه نظری نيرومندی برای عرفان مكتب ابن عربی انجاميد، نيز بشمار می‌رود.

صفحه خرید: تحقیق الزّوراء (شرح اثر عرفانی فلسفی علامه دوانی)

عناصر كليدی بينش فلسفی عرفانی دوانی در اين رساله عبارتست از:

الف. مبحث جعل و بيان معنای عليت حقيقی

ب. ارجاع عليت به تشأن و ظهور و نقد عليت فلسفی

ج. تبيين كثرت در عالم براساس قاعده «ظهور» و نيز قاعده «ظهورات مختلف يك عين واحد» و به تعبير ديگر در کثرت، وحدت ديدن و از تفرقه به توحيد رسيدن.

د. بررسی تأثير مباحث مزبور بر عالم انسان و نسبت آن با جهان (ربط مباحث وجود شناختی با مباحث معرفت شناختی) با توجه به مبانی فلسفی مزبور.

دوانی معارف كلامی، تفسيری، فلسفی و عرفانی متعددی را در رساله مورد بحث و بررسی قرار داده و به مدد اصول فوق تبيين نموده است كه از آن جمله است:

۱. مسئله نسخ

۲. تجسم اعمال

۳. تمثّل فرشته

۴. علم حق

۵. سرّ رؤيا گونه بودن عالم

۶. تحقيق در اعيان ثابته و نفس رحمانی.

در مباحث پایانی رساله نيز به معرفت نفس انسان كه مقدمه معرفت رب است و نيز تنظير نفس انسان با نفس رحمانی پرداخته است.

نگاهی اجمالی به رساله زوراء

اين رساله حاوی بيست فصل و يك خاتمه و وصيت (سفارش) می‌باشد. فصل‌های اين رساله با نام‌های مختلف از جمله تمهيد، تذكره، تبصره، تشبيه، تنبيه، رمز، كلمه، كشف غطاء، بسط وطاء، شك و تحقيق، زيادة كشف و ازاحة وهم از يكديگر متمايز شده‌اند.

در اينجا خلاصه‌وار به محتوای هر يك از فصول بيست‌گانه اشاره می‌شود:

در تعريف علت حقيقی شئ و تبيين دو وجه مجعوليت و عدم مجعوليت ماهيت/ دراينكه معلول شأنی از شوؤن علت است/ در اينكه معلول اعتباری محض است/ در اينكه چگونه يك چيز به يك اعتبار موجود است و به اعتبار ديگر معدوم و عدم/ دراثبات ذات واحد وجود (حق متعال) و اينكه ديگران شوؤن و وجوه آن‌اند/ در اتحاد سنخ ممكنات در معدوم بودن/ اينكه زوال و معدوم بودن معلول عبارتست از ظهور علت به گونه‌ای ديگر/ در اينكه نسبت اول (حق) متعال به ثانی (اولين صادر) اصل و مادر همه نسبت‌هاست بی‌هيچ مانندی/ در اينكه امتداد زمانی نيز شأنی از شوؤن علت است كه به ديگر شوؤن (جز مراتب عاليه و مجرد) احاطه دارد/ در اينكه تدريج تنها از تنگی و كوتاهی ادراك ناشی می‌شود/ در بيان سه مسئله: درجه احاطه علم حق به اشياء – نحوه وجود حوادث در ذات آنها – نسخ/ در تبيين نحوه ظهور حقيقتی واحد به صورت‌های مختلف جزئی و كلی بر ابزارهای ادراكی مختلف/ در اينكه صورت شئ غير از حقيقت آن است؛ چون حقيقت چه بسا به صورت‌های گوناگون درآيد/ در وجه انطباق و موازات بين عوالم، مشاهده واحد در كثرت‌ها و ظهور اعمال و تجسم آنها/ در اينكه چگونه حقيقت واحد واجد دو يا چند صورت می‌باشد/ در تنظير مطلب پيشين به وجود ذهنی كه در آن جوهر در ذهن به صورت عرض ظاهر می‌شود/ در اينكه حقايق همراه با نفس صعود و نزول دارند و اينكه حقيقتی واحد می‌تواند به صورت مادی يا مجرد ظاهر شود/ در اينكه تمايز و كثرت بالنفس و فی‌النفس است و اينكه عين واحد در اعيان جلوه‌های متعدد در اذهان دارد/ در اينكه نفس، ماده جميع صور و كتاب جامع و اسم اعظم و محل انگيزش كثرت و تعدد است/ تشبيه نفَس رحمانی به نفَس انسان و تبيين وحدت مبدأ و مرجع بر آن اساس

رساله زوراء را می‌توان از آن دسته آثار اجمالی متفکرانی دانست که مؤلفش به جهت اهمیت آن بیش از یک بار بر آن شرح نگاشته است. از دیگر نمونه‌ها را می‌توان مسلک الافهام ابن ابی جمهور احسایی و شرح آن النور المنجی فی الظلام و نیز شرح شرح آن يعنی مجلی مرآه المنجی فی الکلام و الحکمتین و التصوف، مشهور به المجلی دانست. همچنین منظومه غرر الفرائد ملاهادی سبزواری و شرح منظومه و نیز حواشی شرح منظومه از خود مؤلف نمونه دیگری از این دست رساله‌هاست.

شرح زوراء

دوانی سپس به جهت اهميت مباحث مطرح در زوراء كه حاصل جمع دو روش استدلالی (بحثی) و شهودی (ذوقی) و نيز تمهيدی برای توفيق و جمع‌بندی آراء فلاسفه و عرفاست، در صدد شرح با تفصيل بيشتر بر می‌آيد كه به سال ۸۷۱ ه.ق. در خارج شهر همدان به پايان می‌رسد. از اين رساله به نام حاشية الزوراء يا شرح كبير يا حاشيه كبير، نيز ياد شده است. اين رساله يك بار در مصر به تصحيح محی‌الدين صبری كردی و بار ديگر در ايران به تصحيح دكتر سيد احمد تويسركانی (نشر آثار مكتوب) به چاپ رسيده است.

تحقيق الزوراء (شرح شرح زوراء)

از شرح كمال بن محمد بن فخر بن علی لاری (زنده در ۹۱۸ ه.) بر شرح زوراء علامه دوانی معلوم می‌شود كه رساله زوراء و شرح آن در مركز توجهات شاگردان دوانی و حلقه ياران او قرار داشته و مورد بحث و تدريس و تدرّس واقع می‌گرديده است. لاری در ابتدا رساله زوراء را كاشف از دقايق احوال مبدأ و معاد با وجيزترين الفاظ و بليغ‌ترين عبارات وصف نموده و مؤلف آن را استاد محقق خويش كه می‌توان او را عقل حادی عشر (يازدهم) ناميد يعنی: «الافضل الاكمل الاوحد جلال الحق والعرفان والحقيقة والايقان محمد قدس الله سرّه الاصفی» معرفی می‌كند كه در ضمن به نگارش شرح، پس از رحلت علامه دوانی اشارت دارد. وی می‌افزايد چون شرح استاد را كه مانند متن زوراء باز در نهايت وجازت و اجمال و اختصار بوده كافی به فهم رموز زوراء ندانسته، پس تصميم گرفته است كه متن و شرح، هر دو را تفسير نموده توضيح دهد و شرحی بيانگر دقايق وبه تفصيل رساننده حقايق و حل كننده مشكلات آن بنگارد.

همانطور كه اصل نگارش رساله زوراء حاصل ارادت علامه دوانی به ساحت اميرالمؤمنين (ع) بوده و چه بسا پس از استبصار علامه نگارش يافته باشد، در رساله شرح شرح زوراء (يا تحقيق الزوراء) لاری نيز اين ارادت به ساحت «اميرالمؤمنين و يعسوب الموحدين ابا الائمة المعصومين و سيد الاولياء المتقين» به تعبير خود شارح، نمايان است و همواره با القابی بِسان آنچه گذشت ارادت خويش را به ايشان ابراز می‌دارد.

با نگاهی به شرح حاضر می‌توان دانست که لاری شاگرد علامه دوانی نيز در مباحث عرفانی علاقمند و تابع ابن عربی محسوب می شود و جای جای رساله شرح، از فصوص و فتوحات و نيز ديوان ابن فارض و آثار قونوی و ابن‌سينا شاهد می‌آورد كه مصحح، متون مزبور را با اصل كتابهای مورد اشاره تطبيق و بر اساس آن تصحيح نموده است.

بازدید رهبر معظّم انقلاب از سی‌و‌‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

بازدید رهبر معظم انقلاب از سی‌و‌‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

رهبر معظّم انقلاب صبح جمعه (۱۳۹۷/۰۲/۲۱) به مدت یک‌ساعت و نیم از سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بازدید کردند.

در این بازدید، حضرت آیت الله خامنه‌ای از ۵۰ غرفه دیدن کردند و ضمن گفت‌وگو با ناشران و شنیدن نکات و دغدغه‌های آنان در جریان تازه‌های نشر قرار گرفتند.

رهبر انقلاب اسلامی پس از بازدید، در سخنان کوتاهی، کتاب و کتابخوانی را یکی از ضرورتهای زندگی آحاد مردم بویژه جوانان دانستند و افزودند: نقش کتاب یک نقش بی‌بدیل است، البته بهترین کتابها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهای والا و انقلابی هدایت کند، و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد.

روایتی از بازدید رهبر معظّم انقلاب از سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (مهدی قزلی)

درست سه سال قبل در این ایام، آخرین بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب تهران بود. آن‌موقع دکتر صالحی، وزیر فرهنگ و ارشادِ امروز، رئیس نمایشگاه کتاب بود. به راه که افتادم تا خودم را برسانم به نمایشگاه، خوشحال بودم؛ در سال‌های قبل، برکتِ آمدن آقا به نمایشگاه را دیده بودم. یک بخشِ اهمیت و جدیت نمایشگاه کتاب به‌عنوان بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور به حضور بزرگان کشور است و چه کسی بهتر از رهبر.

رسیدم مصلا؛ با آن ساختمان‌های طوسی سیمانی که داغ ناکارآمدی را در دلمان تازه می‌کند! وقتی نزدیک شبستان شدم چند تا از بچه‌های خبرنگار را دیدم که داشتند با هر که می‌توانستند مذاکره می‌کردند که جوری وارد شوند. مسئول «نشر شهید کاظمی» که دید دارم داخل می‌روم گفت: به آقا بگویید ما بچه حزب‌اللهی‌ها داریم کار می‌کنیم، کار جهادی.

راهروهای ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ انتخاب شده بود برای بازدید. آخرین جمعه‌ی نمایشگاه بود و همه می‌دانستند حسابی شلوغ خواهد شد. به همین خاطر، آقا می‌خواست زودتر بیاید که فرصت بازدید و خرید مردم برقرار بماند.

ساعت ۸ وزیر فرهنگ آمد، خندان و سرحال. نماینده‌های غرفه‌ها هنوز نیامده بودند؛ نمایشگاه هر روز ساعت ۱۰ باز می‌شد. تصمیم حضور رهبر هم آخر شبِ قبل اطلاع‌رسانی شده بود. یکی از مسئولین اجراییِ بیت داشت پیشنهادات اجرایی‌اش در نحوه‌ی برگزاری نمایشگاه کتاب را به آقای صالحی می‌داد. آخر سر هم به شوخی گفت: قدر مشاوره‌ی من فراموش نشود! دکتر صالحی گفت: با بقیه یک‌جا تقدیم می‌کنم! آن بنده‌خدا هم با رندی گفت: پس این مشورت‌ها را هم عمل نمی‌کنید! و خندیدند. همه‌ی آن‌هایی که آنجا بودند گشتی در این سه راهرو زدند تا تصور کنند چه اتفاقاتی خواهد افتاد و احتمالاً آقا کجاها بیشتر توجه می‌کند.

* * *

حدود ساعت ۹ بود که آقا آمد. اول کار، آقای وزیر همکارانش را معرفی کرد: آقای دکتر جوادی معاون فرهنگی که به‌قول ما مشهدی‌ها جایِ من آمدند؛ بعد هم بقیه را معرفی کرد. مثل بازدید قبلی به‌خاطر اینکه مشغول نوشتن گزارش بودم، نشد که به‌عنوان همکار معاونت فرهنگی ارشاد با آقا سلام و علیک کنم. همان اول کار، حاج آقای مهدوی‌راد (دبیر جایزه‌ی کتاب سال) که در دوران نوجوانی در مشهد پای درس و منبر آقا می‌رفته، از انتشار “تفسیر سوره‌ی برائت” آقا یادی کرد و ابراز خوشحالی که تفسیری که آقا در ۳۲سالگی در مشهد درس گفته، امروز مدون شده. بعد از این سلام و علیک، آقا رفت سمت غرفه‌ها …

اولین غرفه، «نشر سخن» بود. در اینجا وزیر به کتابی اشاره کرد و گفت: آقای علمی، مجموعه یادداشت‌ها و مقالات و کلاس‌های شفیعی کدکنی درباره‌ی حافظ را منتشر کرده. “این کیمیای هستی” حافظیات سه جلدی، کتاب خوبی شده. آقا کتاب را با دقت نگاه کردند و گفتند: آقای علمی… آقای شفیعی… آقا چند دقیقه کتاب را ورق زدند. در همین غرفه، آقای مهدوی‌راد لغت‌نامه‌ی “منتهی الارب فی لغات العرب” را به آقا نشان داد و کمی با هم حرف زدند. گزیده شاهنامه‌ای با عنوان “دفتر خسروان” را هم آقا دید و گفت: چند وقت پیش هم گزیده شاهنامه‌ای به دستم رسید که خوب بود.

وزیر ایستاده بود و دکتر جوادی رئیس نمایشگاه به تواضع عقب‌تر. دکتر صالحی از مشکل پی‌دی‌اف شدن کتاب‌ها و چاپ‌های غیرقانونی و متضرر شدن ناشرینی مثل «سخن» گفت و رهبر انقلاب هم جواب داد: خب، جلویش را بگیرید. وزیر گفت: ما تلاش می‌کنیم، قوانین داخلی هم داریم ولی در این موضوع به همراهی قوه‌ی قضائیه احتیاج داریم.

آقا کتاب “آن‌گاه پس از تندر” اخوان ثالث را که دیدند انگار آشنایی را در بین غریبه‌ها دیده باشند، نام کتاب را به زبان آوردند و دقایقی چشم بر جلد کتاب دوختند.

در غرفه‌ی «نسل نو اندیش»، غرفه‌دار کتابی را به آقا نشان داد و توضیحی داد. آقا گفت: این کاغذها را می‌شناسم؛ قدیم، گاهی کتاب‌های خاص را با همین کاغذهای معطر چاپ می‌کردند… رمان تازه چی دارید؟

موقع بیرون رفتن از غرفه، یکی از غرفه‌دارها از آقا چفیه‌اش را خواست. آقا نشنیدند. وزیر فرهنگ به آقا گفت: ببخشید چفیه‌تان را خواستند. آقا با غرفه‌دار مثل خانواده‌ی خودش رفتار کرد.

در غرفه‌ی «نشر نگاه» آقا مثل همه‌جا با غرفه‌دار سلام و علیک کرد. حرف‌هایی بینشان رد و بدل شد. آقا پرسید: از کتاب‌های بزرگ علوی چی دارید؟ غرفه‌دار خواست کتابی را به آقا بدهد؛ آقا لبخند زد و گفت: من این کتاب را ۵۰ سال پیش خواندم. “چشم‌هایش” بزرگ علوی را می‌گفت.

در یکی از غرفه‌ها قبل از رسیدن آقا، یکی از مدیران دولتی رفت داخل و کنار غرفه‌دار ایستاد. وقتی آقا رسید، «ایشان» شروع کرد به گزارش دادن درباره‌ی انتشارات؛ حرفش که تمام شد، آقا از غرفه‌دار اصلی پرسید: فقط کتاب ترجمه دارید؟ غرفه‌دار گفت: ۴۰ درصد کتاب‌هایمان تألیف است.

ایشان گفت: باید به عرض برسانم این انتشارات چند دوره به‌عنوان ناشر نمونه …

آقا رو به غرفه‌دار اصلی پرسید: کتاب جدید چی دارید؟ و غرفه‌دار جواب داد.

ایشان خواست چیزی بگوید که آقا کاغذهای کتابی را نشان داد و به غرفه‌دار گفت: این کاغذ را چرا استفاده می‌کنید؟ هم کتاب را گران می‌کند و هم سنگین. خواندن کتاب را سخت می‌کند. بعد به وزیر رو کرد و گفت: مسئله‌ی کاغذ را حل کنید.

اصلاً از روی کت‌وشلوارش معلوم بود غرفه‌دار نیست. آقا هم تا آخر فقط خود غرفه‌دار را مخاطب قرار داد.

همه‌ی ما مدیران در مواجهه با آقا باید حواسمان خیلی خیلی جمع باشد!

* * *

آقا وارد غرفه‌ی «نشر نی» شد. قبلش سرشان را بلند کردند و اسم ناشر را بالای غرفه دیدند. آرام گفتند: بشنو از نی …

غرفه‌دارها سلام کردند. آقا جواب داد و پرسید: چی دارید؟ درست مثل مشتری‌های دست به نقد. منتظر جواب غرفه‌دار نماندند و خودشان بین کتاب‌ها مشغول شدند به یافتن جواب. وزیر، کتاب ورق زدنِ آقا را تماشا می‌کرد. آقا سری تکان داد و گفت: از کتاب نباید عقب ماند، چیزهای تازه‌ای هست که ندیدم؟ وزیر گفت: شما که خیلی جلو هستید. حرف آقا جدای از اینکه جلو باشد یا عقب، حرف یک کتاب‌خوان حرفه‌ای است.

در همین غرفه بود که غرفه‌دار به آقا ترجمه‌ای از تورات داد. آقا گفت: ترجمه‌های قدیمی را که دیده‌ام. تازگی هم یک ترجمه‌ی جدید از تورات و انجیل خواندم.

در «نشر مرکز»، آقا کتابی را دید و گفت: این کتاب، اول، هفت هشت جلدی بود؛ آن را هم شما چاپ کردید؟ غرفه‌دار گفت بله. آقا گفت: کسی هم می‌خره؟ غرفه‌دار سری تکان داد. آقا با لبخند پرسید: این‌هایی که کتاب را می‌خرند وقتی می‌خوانند، می‌فهمند؟ غرفه‌دار خندید. آقا مزاح کردند: من که خودم نفهمیدم چه گفته. همه خندیدند.

در همین غرفه بود که آقا کتاب “فوتبال و فلسفه” را نشان دکتر صالحی داد و با لبخند گفت: از حکومت و اقتصاد رسیده‌اند به فوتبال.

نام “گوستاو فلوبر” بر روی یکی از رمان‌ها، نظر آقا را به خود جلب کرد. آقا درحالی‌که نام او را به زبان می‌آورد، کتاب را برداشت و شروع کرد به تورق آن و گفت: او را می‌شناسم.

وقتی کتابی درباره‌ی “مارسل پروست” را دیدند، از مسئول غرفه پرسیدند که آیا آن کتاب چند جلدی درباره‌ی پروست را هم شما چاپ کرده‌اید؟ غرفه‌دار جواب داد که بله.

غرفه‌ی بعدی برای شرکتی بود که کارشان تولید کتاب‌های صوتی است. خانم غرفه‌دار این شرکت توضیحی درباره‌ی کارهایشان به آقا داد. آقا که از این کار خوششان آمده بود، پرسیدند: صدای چه کسانی است؟ و غرفه‌دار جواب داد که با صدای افراد مختلف مثل آقای عمرانی.

در غرفه‌ی «انتشارات یکشنبه»، آقا اسم مترجمی را روی کتابی دیدند و بعد از غرفه‌دار پرسیدند: کی هست این آقای آراز بارسقیان؟ و غرفه‌دار جواب داد خودم هستم. آقا پرسید ارمنی هستید؟ و مترجم کتاب تأیید کرد. مترجم، کتابی را به دست آقا داد و گفت این کارِ جذابی است و بعد درباره‌ی کتاب به آقا توضیحاتی داد.

در غرفه‌ی انتشارات «هزاره ققنوس» آقا کتابی را تورق کردند و درباره‌ی طرح «نذر کتاب» این انتشارات که تابلوی آن جلب توجه می‌کرد، پرسیدند. مسئول انتشارات توضیح داد که مردم با خرید این کتاب‌ها که تخفیف ۵۰ درصد دارد این دِین بر گردنشان است که بعد از خواندن، آن را در اختیار دیگری قرار بدهند و نمی‌توانند کتاب را پیش خودشان نگه دارند. آقا ابراز رضایت کردند و گفتند: خوب است.

در غرفه‌ی یکی از ناشران و کتاب‌فروشان الکترونیک، آقا ایستاد. غرفه‌دار توضیحاتی داد. آقا پرسید: ناشرها ناراضی نیستند که شما کتابشان را این‌طوری بفروشید؟

غرفه‌دار گفت: حقوق ناشرها را می‌دهیم.

* * *

آقا رسید به غرفه‌ی «نیلوفر»؛ مثل همه‌جا خوش‌وبش کرد و از تازه‌ها سؤال کرد. کتابی نظرش را جلب کرد و پرسید: «این همان چهار جلدی قدیمی است؟» و جواب گرفت بله. پرسید: «مترجمش کی بود؟» گفتند: ابوالحسن نجفی. آقا گفت: «ها، ابوالحسن نجفی… بگذارید یک ماجرایی را تعریف کنم؛ سال‌ها قبل ابوالحسن نجفی با آقای مرحوم حبیبی و چند نفر دیگر از بزرگان ادبیات آمدند پیش ما. من پرسیدم شما مترجم” خانواده‌ی تیبو” هستید؟ آقای نجفی از اینکه من اسم این رمان را بلدم تعجب کرد. بعد که نشستیم، من از رمان تعریف کردم و نقدی هم به ترجمه‌ی ایشان گفتم. آقای نجفی با تعجب بیشتر پرسید: شما واقعاً هر چهار جلد را خوانده‌اید؟ من اصلاً فکرش را نمی‌کردم شما حتی اسمش را شنیده باشید.»

آقا با خنده ادامه داد: «گفتم حالا خوانده بودم دیگر… خدا آقای ابوالحسن نجفی را بیامرزد. کتاب خانواده‌ی تیبوی روژه مارتن دوگار، رمان خیلی خوبی بود که متأسفانه در حد قدرش معروف نشد.»

یکی از مدیران ارشاد به آقا گفت: امسال چهلمین سال پیروزی انقلاب است، اگر اجازه بدهید نمایشگاهی از کتاب‌های منتخبِ کتاب سال و جایزه‌ی جلال و جشنواره‌ی شعر فجر در حسینیه‌ی امام خمینی برگزار کنیم تا شما نمایشگاه را ببینید. آقا سر تکان داد و گفت: خوبه.

در غرفه‌ی «انتشارات نورالزهرا(س)» آقا کتابی را برداشتند و پرسیدند: این “ریحانه‌ی بهشتی” موضوعش چی هست؟ غرفه‌دار توضیح داد که کتابی است بر اساس روایات درباره‌ی بچه‌داری، از پیش از بارداری تا به دنیا آمدن بچه. آقا به‌شوخی گفتند: خب پس به درد ما نمی‌خورد! همه‌ی آن‌هایی که شنیدند، خندیدند …

در غرفه‌ی «انتشارات نظام الملک» خانمی کتاب “باران عشق” را به آقا نشان داد و گفت: این کتاب، مصاحبه با مرحوم چشم‌آذر است که تازگی از دنیا رفتند. آقا کتاب را نگاهی کردند و گفتند: خدا ایشان را هم رحمت کند. همکار آن دختر گفت: می‌توانم خواهشی کنم؟ آقا گفت بفرمایید. غرفه‌دار گفت: می‌شود چفیه‌تان را بگیرم؟ آقا چفیه را داد به غرفه‌دار و خداحافظی کرد. آقا که رفت، خانم غرفه‌دار به همکارش گفت: پس من چی؟

یک‌دفعه به خودشان آمدند و یادشان آمد که کتاب را به آقا نداده‌اند. داشتند با هم بحث می‌کردند که یکی از همراهان آقا گفت: بدید من بهشان می‌دم.

آخرین غرفه‌ای که من صدای آقا را شنیدم، داشتند می‌گفتند: «چه کار خوبی کردید.» آقا که رد شد، از مسئول غرفه‌ی «نشر نصر پروانه» پرسیدم: آقا کدام کار را گفت خوب است. غرفه‌دار کتابی را نشانم داد: “بر بال پرستوها” وصیت‌نامه‌ی شهدای حرم.

* * *

بازدید تمام شد و آقا داشتند می‌رفتند به جایی که برای استراحت تعیین شده بود؛ آقا به دکتر صالحی گفتند: علاقه و رغبت من ۱۰ برابر این بازدید بود؛ دوست داشتم همه‌ی نمایشگاه را ببینم ولی محدودیت‌ها زیاد است. یک‌بار در یکی از نمایشگاه‌ها از صبحِ زود آمدم و تا غروب گشتم …

آقا وارد محل استراحت شدند و ما دیگر به آنجا راه نیافتیم.

نمایشگاه کتاب، اختتامیه‌ی واقعی‌اش را بعد از رفتن آقا تجربه کرد؛ هرچند مردم، پُرشور و فراوان آمده بودند.

راهروها که باز شد، مردم آمدند سراغ غرفه‌دارها و پرس‌وجو از آمدن آقا.

گام نهم در نمایشگاه سی‌و‌یکم

حضور انتشارات آیت اشراق در سی‌ویکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

گام نهم در نمایشگاه سی‌و‌یکم

تقارن روز بازگشایی سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با عید بزرگ نیمه شعبان را به فال نیک گرفته و امیدواریم باطن این روز عزیز موجبات آشتی مردم را با کتاب روز افزون نماید.

شعار امسال نمایشگاه کتاب تهران عبارت است از: #نه_به_کتاب_نخواندن

مدیر انتشارات آیت اشراق از حضور فعّال این ناشر در سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران خبر داد.

سید محسن سید تاج الدینی با اعلام این خبر گفت:

اکنون که نه سال از اخذ مجوز نشر انتشارات آیت اشراق می‌گذرد، مفتخریم برای نهمین سال متوالی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که بزرگترین و جامع‌ترین اتفاق فرهنگی کشور می‌باشد شرکت کنیم.

در این چند سال حضور در نمایشگاه، بزرگترین امتیاز ما این بود که حتی یک جلد کتاب متفرقه از ناشران دیگر در معرض دید بازدیدکنندگان نداشتیم. نمایشگاه را به معنی واقعی آن حفظ کردیم و از تبدیل آن به فروشگاهی بزرگ با بضاعت خودمان حذر کردیم.

هدف اول را حضور در این مجتمع بزرگ قرار دادیم و هدف دوم را عرضه و معرفی کتبی که خودمان چاپ و تحقیق و ترجمه کردیم قرار دادیم، شاید از نظر میزان فروش کتاب و در بخش مادی به موفقیّت‌های آنچنانی نرسیده باشیم؛ ولی از منظر حضور و معرفی کتب موفق بودیم.

امسال (۱۳۹۷) نیز در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور خواهیم داشت و با عناوین جدید میزبان شما گرامیان در مصلای تهران خواهیم بود.

مدیر انتشارات آیت اشراق اظهار داشت: کلّیه متقاضیان و علاقمندان آثار منتشر شده این ناشر می‌توانند کتاب های مورد نظر خود را از غرفه ناشر در سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و یا از طریق فروشگاه اینترنتی انتشارات آیت اشراق به نشانی https://ayateeshraq.com تهیه نمایند.

اخبار جدید نمایشگاه و پیرامون آن از طریق پایگاه اینترنتی انتشارات آیت اشراق اطلاع رسانی خواهد شد.

سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از مورّخه ۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷در محلّ مصلای امام خمینی (ره) تهران میزبان علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی است.

از عموم فرهیختگان عزیز، بويژه علاقمندان به کتب تفسیری، اخلاقی، حکمی (فلسفی) و عرفانی دعوت به عمل می‌آيد از غرفه انتشارات آیت اشراق در سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ديدن فرمايند.

نشر آیت اشراق، امسال نیز در مصلّای بزرگ تهران، منتظر دیدار مجدّد دوستان و علاقمندان در سالن شبستان، راهروی ۳ و غرفه ۳۹ می‌باشد.

 

منتظر قدوم سبزتان هستیم.

امام حسین (علیه السلام) مظهر شجاعت و شهامت

جلد چهارم از مجموعه پاسخ به شبهات در زمینه قیام امام حسین (ع) منتشر شد.

در جلد چهارم از مجموعه پاسخ به شبهات در زمینه قیام امام حسین (علیه السلام) که با عنوان امام حسین (علیه السلام) مظهر شجاعت و شهامت منتشر می‌شود، اعجاز شخصی و شخصیّتی آن امام بزرگوار مورد بررسی قرار گرفته است.

صفحه خرید: امام حسین مظهر شجاعت و شهامت (پاسخ به شبهات قبل از قیام، جلد چهارم)

برآیند و حاصل این بررسی این است که ذات نورانی همچون امام حسین (علیه السلام) با داشتن چنان اوصاف و فضایل و دارا بودن آن شجاعت و شهامت وصف نشدنی، به هیچ وجه با عنصر فاسد و فرد نالایقی چون یزید بیعت نخواهد کرد، پس قیام مسلحانه با هجرتی غریبانه با شجاعت و شهامت و رشادت تا شهادت می‌باید.

اوصاف الاشراف

تحقیقی نو از اوصاف الاشراف، تالیف خواجه طوسی منتشر شد.

ابوجعفر محمد بن حسن طوسی ملقب به خواجه نصیرالدین و مشهور به محقق طوسی می‌باشد و با القاب استاد البشر و عقل حادی عشر و معلم ثالث در طلیعه آفتاب روز یازدهم جمادی الاولی سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس چشم به جهان گشود. علوم مختلف را از پدر و سپس از علما و دانشمندان طوس و نیشابور و خراسان در حوزه های فقه و فلسفه و حدیث و نجوم و ریاضیات و دیگر رشته ها آموخت. آثار علمی خواجه در عرصه های گوناگون سرآمد تولیدات علمی دانشمندان شیعی بر تارک فرهنگ اسلام و ایران می درخشد.

اوصاف الاشراف رساله ای کوتاه در سیر و سلوک به فارسی در واپسین دهه‌های عمر گرانقدر خواجه که به در خواست خواجه شمس الدین محمد جوینی وزیر نگاشته شده است. اسلوب خواجه در این رساله بیان طریقت و روش اهل سلوک و عرفان مبتنی بر روش عقلانی است.

صفحه خرید:  اوصاف الاشراف (خواجه نصیرالدین طوسی)

انسان پس از طی مرحله حکمت نظری قابلیت آن را می‌یابد به عالمی والاتر که همان مرتبه ملائکه مقدس و عقول و نفوس مجرد به حقیقت مطلق است قدم بگذارد. این عالم در آثار خواجه نصیر به عالم اشرف نامگذاری شده است. کسانی که سیر و سلوک و حرکت باطنی و مهرورزی با حق را در پیش گرفته‌اند در جایگاهی فراتر از حکما و فلاسفه قرار دارند.از این رو خواجه در توصیف آنان، این کتاب را ”اوصاف الاشراف” نام نهادند. اوصاف الاشراف متنی عرفانی دارد که از قواعد عقلی پیروی می‌کند و می‌توان گفت اثر در باره احوال و مقامات عرفانی است ولی با غلبه زبان و بیان فلسفی.

کتاب بر اساس دو نسخه نو شناخته و نسخ دیگر تصحیح و تحقیق شده و با یک مقدمه علمی و تحقیقی در ۱۳۷ صفحه چاپ شده است.

امید است مورد توجه علاقمندان اهل نظر و بصر واقع گردد.

شرح نمط دوّم شرح اشارات و تنبیهات

چاپ دوم شرح نمط دوم از مجموعه دروس شرح اشارات و تنبیهات

نمط‌های دهگانه شرح اشارات و تنبیهات

بدان که نمط‌های چهارگانه اشارات و تنبیهات یعنی نمط سوّم در علم النفس و نمط هشتم در بهجت و سرور و نمط نهم در مقامات نفس عارف بالله و نمط دهم در صدور آیات شگفت از نفس باید مورد اعتناء و اهتمام فراوان قرار گیرد و در عداد صحف کریمه‌ای که در معرفت نفس تدوین شده محسوب شود.

قسم به جان خودم آن کس که فهم مطالب تمهیدالقواعد و شرح قیصری بر فصوص الحکم و مصباح الانس و اشارات و تنبیهات و شفا و اسفار و فتوحات مکیه روزی‌اش نشد، فهم تفسیر انفسی آیات قرآنی و جوامع روایی روزی‌اش نمی شود. (۱)

در همین راستا نشر آیت اشراق تمامی نمط‌های دهگانه شرح اشارات و تنبیهات راکه حضرت علامه تدریس نموده بودند در ۱۱ مجلد تقریر و تحریر نمود و تقدیم حضور شما گرامیان شد.

صفحه خرید: دروس نمط اول الی دهم شرح اشارات و تنبیهات (۱۱ جلدی)

نمط اول و دوم این مجموعه که اختصاص به مباحث طبیعیات دارد و در دو جلد مستقل به زیور طبع آراسته شده بود، اینک نمط دوم آن با چاپ مجدد تقدیم می‌شود.

———————————————————-

(۱) فرازی از فرمایشات استاد علامه حسن زاده آملی

اسرار عبادت و حقیقت نماز

چاپ دوم کتاب اسرار عبادت و حقیقت نماز در ویترین نشر آیت اشراق

القاضی سعید محمد بن محمد مفید القمی معروف به قاضی سعید قمی در دهم دیقعده ۱۰۴۹در قم دیده به جهان گشود و بنا بر پاره‌ای از پژوهش ها تا سال ۱۱۰۷ همچنان به زندگی ادامه داده است.

دوران کودکی نزد پدر دانش آموخت و سپس به اصفهان مهاجرت کرد. نزد مولی رجبعلی تبریزی دانش حکمت آموخت و معتقد به اصالة الماهیّه گردید و پس از سالهای زیاد از جانب سلطان متّصدی قضاوت قم شد.

قاضی سعید در ابعاد مختلفی از دانش‌ها از جمله طب، ادبیات، شعر (فارسی سرا)، فقه، حکمت و عرفان دارای دانش بسیار بود. در محضر فیض کاشانی حدیث و تأویل حدیث آموخت.

صفحه خرید: اسرار عبادت و حقیقت نماز (ترجمه و شرح الأسرار العبادات و حقیقة الصّلاة)

از جمله تالیفات ایشان می‌توان به اسرار الصنایع، کلید بهشت، الأربعین، شرح توحید صدوق، الأربعینیات و اسرار العبادات و حقیقة الصّلاه و …..

کتاب با سخن مترجم و جایگاه علمی و سیره عملی مؤلف شروع می‌شود و در ادامه به مباحثی مانند رازهای نماز، رازهای روزه و زکات و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است، البته با رویکردی عقلی و شهودی.

در پایان کتاب یک رساله مستقل در اسرار نماز از مصنف محترم آورده شده است.